❤❤ღ❤حرف دلتنگی❤ღ❤❤

برای کسی بسوزکه برای خاموش کردنت ازاشکش مایه بذاره..
خدایا اندکی نفهمی عطاکن تاراحت زندگی کنیم!!مردیم ازبس فهمیدیم و به روی خودنیاوردیم!
بعضي ازآدماشبيه مريضي " پوكي استخوان " هستن؛ازبيرون محكم واستوار،ازدرون داغون وبايه ضربه ازپادرميان!
گاهی آدمهای تنها؛خیلی خوش شانس هستند،چون کسی راندارندتا ازدست بدهند!!
زهشیاران عالم هركه رادیدم غمی دارد / دلادیوانه شو،‌دیوانگی هم عالمی دارد
هیچوقت واسه فراموش کردن یه آدم،آدم دیگه ای روبازیچه ی احساسات گذراتون نکنید
تلخ ترین دارویی که درتاریخ بشریت شناخته شده“صبوری”است..
پرسيدم:محبت راكيست لايق؟پاسخ آمد: اوكه يادت ميكنددرهر دقايق
خدا آنقدرصدایت رادوست داردکه گاهی اوقات سکوت میکندتا بگویی خدای من...
اگر زندگی با تو سرناسازگاری دارد تو با او سازش کن
خـشم،بادیوانگی آغازمی شودوباپشـیمـانی پایان می پـذیـرد..
همیشه تفاوت آنچه را که بدست می آوری و آنچه را که سزاوارش هستی را بدان...

+ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 ساعت11:11 •●тąყεЪεн●•| |

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد… پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت. دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.

در ۱۹ سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد. روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد. دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود. دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد. زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست… و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد. ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت… شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید. زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و ۲۰ درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟ پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد. چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت. مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟ پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد. مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟ مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم. پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟ پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟ کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود:

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد .

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ساعت13:34 •●тąყεЪεн●•| |

زندگی یعنی:

ناخواسته به دنیا آمدن

مخفیانه گریستن

دیوانه وار عشق ورزیدن

وعاقبت درحسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد مردن!!شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

زیاد دم دست هم نباش ...

زیادکه خوب باشی،دل آدمهارامیزنی

آدمها این روزها،عجیب به خوبی ...

به شیرینی،آلرژی پیداکرده اند

زیادکه باشی،زیــــــــــادی میشوی.شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

همیشه درحالیکه...

یه عالمه حرف بیخ گلوت چسبیده!

یه عالمه اشک توی چشماته!

یه عالمه حسرت توی دلت تلنبارشده...

بایدبگی : خب... خدافظ ...

هميشه بايدمراقب سه چيزباشيم :

وقتي تنهاهستيم مراقب افكارخود

وقتي باخانواده هستيم مراقب اخلاق خود

وزمانيكه درجامعه هستيم مراقب زبان خود

اسپانيايي هاميگن : عشق ساکت است امااگرحرف بزندازهرصدايي بلندتراست!

ايتاليايي هاميگن: عشق يعني ترس ازدست دادن تو!

ايراني هاميگن : عشق سوءتفاهمي است بين دو احمق که بايک ببخشيد تمام ميشود!

صبح یعنی مست صدای تو
ظهر یعنی انتظار تو
عصر یعنی دلتنگم برای تو
شب یعنی یاد تو
و تو یعنی تمام لحظه های من

نایت اسکین

+ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ساعت14:3 •●тąყεЪεн●•| |


نایت اسکین
بنام خدای بهار آفرین*بهار آفرین را هزار آفرین

به جمشید و آیین پاکش درود*که نوروز از او مانده در یادبود

"""""""""""""

فروردینی های مغرور

اردیبهشتیای صبور

خردادیهای باحال

تیری های زودرنج

مردادیای قدرت طلب

شهریوری های خاص

مهری های مهربون

آبانی های صادق

آذری های خوشرو

دی ماهیای پایه

بهمنی های خوش خنده

و اسفندیای متواضع

.

.

*سال نوی همتون مبارک*

 نایت اسکین

+ پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 ساعت17:21 •●тąყεЪεн●•| |

ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ.ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖﻗﻄﺎﺭ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺪ.ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩﮐﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮﺩ. ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩﺟﻮﺍﻥ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ5ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ،ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﻗﻄﺎﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥﭼﮑﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ.ﺁﺏ ﺭﻭﯼﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﭼﮑﯿﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼﻣﺪﺍﻭﺍﯼ ﭘﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ...

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

+ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ساعت12:45 •●тąყεЪεн●•| |

گاهی وقتها “سکوت”بهترین حرف و “نبودن ” بهترین حضور است . . . 

منت کشی بی دلیل از هر کسی به او جرأت قهرهای بی دلیل را خواهد داد . . . 

این قاعده بازیست :اگردست دلت بازشدکه دوستش داری ...باختنت حتمی است..... 

سکه هاهمیشه صدادارند،امااسکناسهابیصدا!پس هنگامیکه ارزش ومقام شمابالامیرود،بیشترآرام وبیصداباشید 

این روزهاهمه ترس ازدست دادن آبروی خوددارند،امابه سادگی آبروی دیگران رامیبرند . . . 

هرگزبه “ این نیزبگذرد ” هادلخوش مدارکه چون بگذرد چیزی جزعمرت راباخودنبرده است 

مواظب کلماتی که درصحبت استفاده میکنیدباشید،آنهاشایدشماراببخشند،اماهرگزفراموش نمیکنند 

به سلامتی‌پسری که وقتی‌نگاهش به غریبه دلرباافتاد،سرشوانداخت پایین وگفت: مراعهدیست با جانان..

کاش میدانستی ومیفهمیدی که برای داشتنت.... دلی رابه دریازدم که ازآب واهــــمه داشت!

كسي كه براي بودنت خداراشكرنميكندبراي برگشتنت نيزدعانخواهدكرد... 

تفاهم به معنای درک کردن نیست،بلکه به معنای توانایی تحمل تفاوتهاست 

موفقیت برای ادم بی جنبه مقدمه گستاخی است

هنوزروی خاکیم یادمان نمیکنن وای به روزیکه زیرخاکمان کنندقبل ازاینکه خاک شوی خاکی باش

+ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ساعت12:24 •●тąყεЪεн●•| |

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

+ چهارشنبه یکم آبان 1392 ساعت9:30 •●тąყεЪεн●•| |

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

ازاستادی پرسیدندایا قلبی که شکسته بازهم میتواند عاشق شود.استادگفت: بله. پرسیدند ایا شما تاکنون از لیوان شکسته اب خورده اید؟ استادپاسخ داد:ایا شما به خاطر لیوان شکسته از اب خوردن دست کشیده اید 

آن روز که همدیگر را یافتیم هنر نبود.هنر ان است که همدیگر را گم نکنیم

یه وقتایی هست که نباید چیزی بگی!
طرفت اگه شعورداشته باشه خودش میفهمه!
 

عشق گاهی از دوری بهتراست عاشقم کرده ولی گفته صبوری بهتراست توی قرآن خوانده ام یعقوب یادم داده است دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتراست. تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی 

بیشترین دروغی که در این دنیا گفته ام ،این کلمه است......خوبم

گاهی وقتا چقدر ساده عروسک میشویم ....
نه لبخند میزنیم نه شکایت میکنیم فقط احمقانه سکوت میکنیم
 

چه تناقض تلخي شده ام..!!
دلم شور ميزند
اما دستانم " نمك " ندارند !!
 

همونایی که خنده هاشون گوشه فلک رو کر می کنه
همونایی هستن که صدای گریه های آرومشونو حتی بالشتشون نمی شنوه  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی
 

تنهایی یعنی:
نه خودش هست که از تنهایی درت بیاره نه فکرش اجازه میده تنهاییت رو با کسی دیگه پر کنیشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

+ چهارشنبه دهم مهر 1392 ساعت10:37 •●тąყεЪεн●•| |

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

وقتي سر كلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود كه كنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشي” صدا مي كرد .

به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميكرد .
آخر كلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشكرم”.

ميخوام بهش بگم ، ميخوام كه بدونه ، من نمي خوام فقط “داداشي” باشم . من عاشقشم . اما
من خيلي خجالتي هستم .. علتش رو نميدونم .
تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي كرد. دوستش قلبش رو شكسته بود. از من خواست كه برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينكار رو كردم. وقتي كنارش رو كاناپه نشسته بودم. تمام فكرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميكردم كه عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲
ساعت ديدن فيلم و خوردن ۳ بسته چيپس ، خواست بره كه بخوابه ، به من نگاه كرد و گفت :”متشكرم ” .
روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت :”قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد” .
من با كسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم كه اگه زماني هيچكدوممون براي مراسمي پارتی نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، كنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون كريستالش بود. آرزو مي كردم كه عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فكر نمي كرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :”متشكرم ، شب خيلي خوبي داشتيم ” .
يه روز گذشت ، سپس يك هفته ، يك سال قبل از اينكه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي كردم كه درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدركش رو بگيره. ميخواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي كرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينكه خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و كلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشكرم.
ميخوام بهش بگم ، ميخوام كه بدونه ، من نمي خوام فقط “داداشي” باشم . من عاشقشم . اما من خيلي خجالتي هستم .. علتش رو نميدونم .
نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج ميكنه ، من ديدم كه “بله” رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج كرد. من ميخواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فكر نمي كرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينكه بره رو به من كرد و گفت ” تو اومدي ؟ متشكرم”
سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميكنم كه دختري كه من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه،دختري كه در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست كه اون نوشته بود:
” تمام توجهم به اون بود. آرزو ميكردم كه عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم كه بدونه كه نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما . من خجالتي ام نمي‌دونم هميشه آرزو داشتم كه به من بگه دوستم داره. .
اي كاش اين كار رو كرده بودم

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اولتصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

+ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ساعت10:37 •●тąყεЪεн●•| |

بسلامتیِ اونی که اومدتنهایی هاشوباهام تقسیم کنه اما اونقدربخشنده بودکه سهمشوگذاشت و رفت! تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ﻫﻴﭽﮕﺎﻩﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ !
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ ! تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تنهایی یعنی اگه هزار بار هم از اول تا آخر لیست شماره های موبایلت رو نگاه کنی نتونی یک نفر رو پیدا کنی که باهاش درد دل کنی... تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

تنهایی بداست،اما بد تر از آن ،اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی
آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد.. تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

راز عشق ورزیدن به هرچیز درک این جمله است "روزی شاید ازدست برود." تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ببخش جرم سادگی مرا
همانجور که از سر سادگی بخشیدمت تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ترک کردن ِ آدمها هم آدابی دارد ! اگر آداب ِ ماندن نمیدانید لااقل درست ترکشان کنید تا تَرَک برندارند تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

بترسید از آدم هایی که عاشق نیستند،
اما عاشق کردن را خوب بلدند تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

پشت یه ماشین آشغالی نوشته بود :
واسه هر آشغالـــی خودتو کثیف نکن  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی.....

مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود , معرفت که نداشته باشی ، نامردی!! تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

+ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ساعت0:6 •●тąყεЪεн●•| |

يه دختر و پسر که روزي همديگر را با تمام وجود دوست داشتن، بعد از پايان
ملاقاتشون با هم سوار يه ماشين شدند و آروم کنار هم نشستن ...

دخترميخواست چيزي را به پسر بگه ، ولي روش نميشد ..! پسر هم کاغذي را

آماده کرده بود که چيزي را که نميتوانست به دختر بگويد در آن نوشته شده بود ...

پسر وقتي ديد داره به مقصد نزديک ميشه ، کاغذ را به دختر داد.. دختر هم از اين

فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شايد پس ا

ز پايان حرفش پسر از ماشين پياده بشه و ديگه اون را نبينه .. دختر قبل از اين که

نامه ي پسر را بخواند ، به اون گفت : ديگه از اون خسته شده ، ديگه مثل گذشته

عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پيدا شده که بهتر از اونه ..! پسر

در حالي که بغض تو گلوش بود و اشک توي چشماش جمع شده بود ، با ناراحتي از

ماشين پياده شد............ در همين حال ماشيني به پسر زد و پسر درجا مــُـرد ..

دختر که با تمام وجود در حال گريه بود ، ياد کاغذي افتاد که پسر بهش داده بود!

وقتي کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:

" اگــه يــه روز تــرکــم کـنــي ميــميــرم "

تصاویر زیباسازی _ سایت پارس اسکین _ بخش تصاویر زیباسازی _ سری اول

+ شنبه هشتم تیر 1392 ساعت10:12 •●тąყεЪεн●•| |

به سلامتی اونایی که ما رو فقط واسه خودمون میخوان نه واسه اونچه که خودشون از ما میخوان!

هر روز ” دماغ ها ” کوچکتر می شودو دروغ ها بزرگتر!!!

این روزها برای تنها شدن، کافیست صــــــــادق باشی

کسی که یک بار رفته ، اگر هم برگرده ، یادت باشه که دیگه راهِ رفتن رو یاد گرفته...

وقتی از دست دادن عادت میشه....دیگه به دست اوردن هم ارزو نمیشه

بهتره نداشته باشیش تا این که داشته باشی و ندونی با چند نفر شریکی

یه وقتایی هست که نباید چیزی بگی!...طرفت اگه شعورداشته باشه خودش میفهمه!

مگر اینکه برفی بیاید تا بتوانیم "آدم" بسازیم ...

عشق یعنی هر وقت یادش میفتی بی اختیار با یک لبخند خودتو تابلو کنی!

وقتی تنها باشی از تعطیل بودن هیچ روزی ذوق نمی کنی ! همیشه تو تعطیلات تنهایی آدم چندین برابر میشه

برای دوباره امدنش دعا نکن....شاید وقتی امد همانی نباشد که رفته بود!

همیشه یک پایان تلخ بهتر از تلخی بى پایان است

به سلامتی اونی که میتونه منو بخندونه وقتی نمی خوام حتی لبخند بزنم!

+ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ساعت9:8 •●тąყεЪεн●•| |

دختر کوچولو و پدرش از رو پلي ميگذشتن. پدره يه جورايي مي ترسيد، واسه همين به
دخترش گفت: «عزيزم، لطفا دست منو بگير تا نيوفتي تو رودخونه.» دختر کوچيک گفت:
 «نه بابا، تو دستِ منو بگير..» پدر که گيج شده بود با تعجب پرسيد:چه فرقی میکنه؟!!!!!؟؟؟
دخترک جواب داد: «اگه من دستت را بگيرم و اتفاقي واسه م بيوفته، امکانش هست که
من دستت را ول کنم. اما اگه تو دست منو بگيري، من، با اطمينان، ميدونم هر
اتفاقي هم که بيفته، هيچ وقت دست منو ول نمي کني

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ساعت9:39 •●тąყεЪεн●•| |

وقتي يک دختر حرفي نميزند

ميليونها فکر در سرش مي گذرد

 

وقتي يک دختربحث نميکند

عميقا مشغول فکر کردن است

 

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند

يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

 

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم

يعني اصلا حال خوبي ندارد

 

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود

شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

 

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد

آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي

 

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند

توجه تو را طلب مي کند

 

وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس] مي فرستد

يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

 

وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم

يعني واقعا دوستت دارد

 

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند

يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي

 

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده

هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست 

 

وقتي يک پسر حرفي نمي زند

حرفي براي گفتن ندارد

 

وقتي يک پسر بحث نمي کند

حال وحوصله بحث کردن ندارد

 

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند

يعني واقعا گيج شده است

 

وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم

يعني واقعا حالش خوبه

 

وقتي يک پسر به تو خيره مي شود

دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني

 

وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند

او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند

 

وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس] مي فرستد

بدون که براي همه "فوروارد" کرده

 

وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم

دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)

 

وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند

تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه

+ یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ساعت8:50 •●тąყεЪεн●•| |

 بیزار باش از معشوقی که اسم هرزگی هایش را بگذارد
"آزادی"

  اسم نگرانی هایت را بگذارد

"گیر دادن"
  و برای بی تفاوتی هایش

"اعتماد داشتن به تو" را بهانه کند .

دلخــــور که میشَـوم ,
بغـض میــکنم می آیم پشـت صفحـه ی مانیتــورم کامنـت مینویسـم ُ صورتک میگــذارم صورتکی که میخنـدد و پشتـش قایم میشــوم
که فکـــر کنی میخنــدم و بخنـــدی...
اشکهایم میـــــــآیند و من مدام با صورتک مجازی ام میخندم

+ یکشنبه هجدهم فروردین 1392 ساعت9:15 •●тąყεЪεн●•| |

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

عشق هایت را مثل
کانال تلویزیون عوض می کنی
و افتخار می کنی،
که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم …
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند . . .

باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.
نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .

آدم ها عادت می کنند
به هر چیزی...
حتی به خنجر هایی که از پشت می خورند!

رمز آرامش اینه که : منتظر کسی نباشی ؛ که منتظرت نیست ... !!!

یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید
راست میگه یا دروغ …
اما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا
که با چشمشونم دروغ میگن …

از یه جایی به بعد آدم دیگه دوست نداره همه چی درست بشه!
دوست داره همه چی تموم بشه...

گاهی تنها ماندن بهای آدم ماندن است !

اگه خاطرخواه زیاد داری معنیش این نیست كه فوق العاده بی نقصی شاید خیلی ارزون قیمتی...!

+ چهارشنبه نهم اسفند 1391 ساعت16:2 •●тąყεЪεн●•| |

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.
مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.
همه تعجب کردند.
مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم" 

    تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ سه شنبه یکم اسفند 1391 ساعت12:8 •●тąყεЪεн●•| |

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

همه یهویی ها خوبن :
یهویی بغل کردن
یهویی بوسیدن
یهویی دیدن
یهویی سورپرایز کردن
یهویی بیرون رفتن
یهویی دوست داشتن
یهویی عاشق شدن
اما امان از یهویی رفتن !!!

آدم های ساده …
ساده هم عاشق می شوند
ساده صبوری می کنند
ساده عشق می ورزند
اما سخت دل می کنند و آن وقت که دل می کنند جان می دهند …

یکی زود به ستوه می آید
زود می رنجد
زود می رود
زود بر می گردد …
یکی به ستوه نمی آید
نمی رنجد
دیر می رود
برنمی گردد !

زندگی
چه با خلاف
چه بی خلاف
چه برخلاف
میگذرد …

دریکجای زندگی که رسیدی میفهمی:

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود"هست.

یکم کنجکاوی پشت"همینطوری پرسیدم" هست

قدری احساسات پشت"به منچه اصلا" هست

مقداری خرد پشت"چه میدونم" هست

واندکی درد پشت"اشکالی نداره" هست

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ پنجشنبه دوازدهم بهمن 1391 ساعت13:45 •●тąყεЪεн●•| |

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یاثروت را بخواند,
پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام معلم با خط کش چوبی پسرک را تنبیه کرد و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت پسرک در حالیکه دستهای قرمزو باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب گفت: آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را می نوشتم

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

+ یکشنبه دهم دی 1391 ساعت12:45 •●тąყεЪεн●•| |

رابطه هاى امروزى جوری شده که مى تونید به همدیگه دست بزنیدولى نمى تونید به گوشى هاى همدیگه دست بزنید !!

اعتمادمثل کاغذمی مونه اگرمچاله شد هرچقدرهم صافش کنی محاله به حالت اوووولش برگرده!!!!!

خاطره يعني يك سكوت غير منتظره ميان خنده هايي بلند!!!شکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

 یه عاشق میگه :اگه اتفاقی برات بیفته میمیرم!  اما.....یه رفیق میگه:اگه بمیرم هم نمیذارم برات اتفاقی بیفتهشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

بزرگترین نعمت اینه که اگه کسی پشت سرت حرف زد رفیقات با پشت دست بزنن تو دهنش!

اولین حس مادرم به من تهوع بود ...از بقیه هیچ انتظاری ندارم... !!!   شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود , معرفت که نداشته باشی ، نامردی !!

چرا وقتی دروغ میگی و من لبخند می زنم فکر میکنی خرم . . .خب یه بارم فکر کن دارم به خریت تو لبخند می زنم . . !

این روزا باید دشمناتو فراموش کنی …تنها کسی که می تونه تو رو به خاک سیاه بشونه، یک دوست کاملاً مورد اعتماده . . .

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ سه شنبه بیست و یکم آذر 1391 ساعت15:29 •●тąყεЪεн●•| |

"شهرستان چادگان"

همه ی این عکسارو خودم انداختم.....

"من عاشق غروبم"

بقیه تو ادامه مطلب


ادامـ ـه حرفـ ـای طـَیبــه
+ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 ساعت9:0 •●тąყεЪεн●•| |

رامبد کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود،رفت
همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد . پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج شد.
وارد مغازه شد . با ذوق گفت : ببخشید آقا ! یه کمربند می خواستم . آخه ، آخه فردا تولد پدرم هست...

مغازه دار میگه : به به، مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای؟
پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت… - فرقی نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه.
شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

+ یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 ساعت14:14 •●тąყεЪεн●•| |

smiley1631.gif 

آن چه هستي هديه خداوند به توست و آن چه مي شوي هديه تو به خداوند

= هميشه به كسي فكر كن كه تو رو دوست دارد، نه كسي كه تو دوستش داري =شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

اگر مي خواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد به دوستان خود محبت كنيد

[ زندگي مثل پياز است كه هر برگش را ورق بزني اشكتو در مي ياره ]

كاش هرگز در محبت شك نبود ، تك سوار مهرباني تك نبود ، كاش بر لوحي كه بر جان دل است ، واژه تلخ خيانت حك نبودشکلکــــ هـ ـاے آینـــ ـ ـــــاز

چهار چيز است كه قابل بازيابي نيست سنگ پس از پرتاب شدن، سخن پس از گفته شدن، فرصت پس از از دست رفتن و زمان پس از سپري شدن....

"یکی بود یکی نبود،اون که بود تو بودی،اون که تو قلب تو نبود من بودم. یکی داشت،یکی نداشت،اون که داشت توبودی،اون که جزتو کسی رو نداشت من بودم"شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد

/کاش دلها انقدر پاک بود که برای گفتن «دوستت دارم» نیازی به قسم خوردن نبود/

*اختلاف زن و مرد در اين است كه مردان هميشه آينده را مي نگرنند وزنان گذشته را به خاطر مي آورن*

اگر دل کندن کار آسانی بود،فرهاد به جای بیستون دل میکند!!

+ جمعه سوم شهریور 1391 ساعت12:22 •●тąყεЪεн●•| |

 

مرد یک دسته گل از دخترک گل فروش خرید.گل را برای زن اولش می خواست که سالها پیش ترکش کرده بود.وقتی به خانه برگشت به اندازه تمام سالها شرمنده شد...چون دختر گل فروش دختر خودش بود.

+ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 ساعت15:0 •●тąყεЪεн●•| |

« یکی قشنگی پنجره رو می بینه یکی کثیفی پنجره رو . این تویی که تصمیم می گیری چی ببینی ، امیدوارم همیشه قشنگ ببینی حتی از پشت پنجره کثیف »زبانکده محصل

احساس خوبیه وقتی یک نفر دلتنگت باشه، احساس بهتر اینه که یک نفر عاشقت باشه، اما بهترین احساس وقتیه که یک نفر هیچ وقت فراموشت نکنه...

هرگز به دنبال کسی نباش که بخوای با اون زندگی کنی,بلکه به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی...

لحظه رفتنی است و خاطره ماندنی،تمام ابدییت را با یک نگاه میفروختم اگر...لحظه ماندنی بود و خاطره رفتنی...           

- ساقه شکستن قانون توفان است تو نسیم باش و نوازش کن-

"جان فدا کردن براي دوست چندان مشکل نيست،پيدا کردن دوستي که ارزش جان فدا کردن را داشته باشد مشکل است"

/همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسي دوست ندارد بميرد بهشت رفتن جرئت مردن مي خواهد/

:::خوشبختي فاصله اين بدبختي است تا بدبختي ديگر:::

چيزي را كه دوست داري به دست آور وگر نه مجبوري چيزي را كه به دست مي آوري دوست داشته باشي

{ از زندگي هرآن چه لياقتش را داريم به ما مي رسد نه آن چه آرزويش را داريم }

+ دوشنبه دوم مرداد 1391 ساعت13:54 •●тąყεЪεн●•| |

بادخترش مثل زندانیانی رفتار می کرد که حق کوچکترین آزادی راهم نداشت.استدلالش هم این بود که باید حسابی مواظب دخترم باشم.هربار هم که کسی اعتراض می کرد می گفت چون دخترم راخیلی دوست دارم این طور رفتار می کنم.اما حالا چندسالی بود که در حسرت دیدار دخترش می سوخت.آخر از بخت بد،دامادش هم همسرش را خیلی  دوست داشت! واز کوچکترین آزادی ها حتی دیدن  خانواده اش محرومش کرده بود. شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

+ پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391 ساعت20:14 •●тąყεЪεн●•| |

#یادها فراموش خواهندشد حتی به اجبار...ودوستی ها ماندنی هستند حتی با سکوت#

/دوستی واژه ی زیبایی است که هر کس درکش کرد، ترکش نکرد/

=زندگی قانون باورها و لیاقت هاست...همیشه باور داشته باش  ، لایق بهترین هایی=

همیشه آخرش خوب تموم میشه . اگه الآن خوب نیست ، یعنی هنوز آخرش نرسیده ...

# خردمند به کار خویش تکیه کند و نادان به آرزوی خویش #

در زندگیت به کسی اعتــــماد کن ، که به او ایمــــان داری نه احســاس

^ گناهی بالاتر از این نیست که از گناه دیگران پرده برداریم  ^

جامعه ما قهرمان زنده قبول نمی کند ، باید مُرد تا قهرمان شد . . .

وقتی با دوستانت دعوا می‌کنی تازه می‌فهمی آنها چقدر از اسرارت باخبرند !!!

آنچه هستید شما را بهتر معرفی می کنید تا آنچه می گویید . . .

«فقر یعنی در خیابان آشغال بریزیم و از تمیزی خیابونای اروپا تعریف کنیم»

تنهایی را دوست دارم با ارزش است چون از انسانهای بی ارزش خالیست 0 0 0

+ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ساعت1:28 •●тąყεЪεн●•| |

غروب بود..پسر جوان که حوصله اش سر رفته بود،از غیبت پدر سوء اسفاده کرد وماشین را برداشت تادرخیابان گشتی بزند..هنوز چند خیابان را بیشتر رد نکرده بود که ناگهان باعابری تصادف کرد.

از تاریکی هوا وخلوت بودن خیبان استفاده کرد وفرار کرد.از آن شب به بعد پدر هرگز به خانه بر نگشت.شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے           شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

+ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ساعت20:47 •●тąყεЪεн●•| |

""حتی اگر بهترین فرد روی کره ی زمین هستید به خودتان مغرور نشوید ، چون هیچ کس از شخصی که ادعا میکند خوشش نمی آید""

«---عاشق آن نیست که یک دل به صدیار دهد...عاشق آن است که صد دل به یک یاردهد---»

//زندگی را زیاد جدی نگیر چون هرگز زنده از آن بیرون نمیری//

< اگر کسی تورا دوست داره علتش محبت نیست ، بلکه تو شایسته دوست داشتنی > شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

اگركسي رادوست داري،به او بگو. زيرا قلبهامعمولاً با كلماتي كه ناگفته مي مانند،مي شكنند

(زندگي مثل دوچرخه سواري مي مونه..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي)

::::زخم که می خوری حتما مزه مزه اش کن مطمئن باش نمکش آشنا ست::::

!!!تمام محبتت را به پای دوستت بریز نه تمام اعتمادت را!!

#یادها فراموش نخواهندشد حتی به اجبار...ودوستی ها ماندنی هستند حتی با سکوت#

مردم هرگز خوشبختی خود را نمی شناسند ، اما خوشبختی دیگران  همیشه مقابل دیدگان آنهاست...

+ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ساعت18:42 •●тąყεЪεн●•| |

تولد

ساعت سه شب بود.صدای تلفن پسر را از  خواب بیدار کرد.پشت خط مادرش بود.پسر با عصبانیت گوشی را برداشت وگفت: "چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟"

مادر با ناراحتی گفت: "بیست و پنج سال قبل در همین موقع شب،تو منو از خواب بیدار کردی،فقط خواستم بگم تولدت مبارک!" 

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

+ چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390 ساعت18:50 •●тąყεЪεн●•| |



:طـَـرـاـح::☠❤‿❤ρℯṧ@я@к子5❤‿❤☠